الملا فتح الله الكاشاني

308

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بعد از آن به جهت تسليه و تسكين مؤمنان وعده ميدهد ايشان را بحفظ و نصرت با كسانى كه با ايشان در مقام مخالفت و معاداتند و ميگويد اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله از دشمنى و نزاع ايشان انديشه مكن * ( فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّه ) * پس زود باشد كه خدا كفايت كند و باز دارد از تو شر يهود و نصارى را اما يهودان را بقتل و اجلاى وطن مانند بنى النضير و بنى القريظه و اما ترسايان را بمذلت و جزيه مانند نصارى نجران * ( وَهُوَ السَّمِيعُ ) * و او است شنوا مقاله موحدان و كافران را از اقرار و انكار * ( الْعَلِيمُ ) * دانا به اعتقاد صحيح و فاسد هر دو گروه و در انوار آورده كه اين از تمام وعد است و معنى اينكه حقتعالى ميشنود اقوال شما را و ميداند اخلاص شما را پس لا محاله شما را بر آن مجازات عظيمه خواهد داد و يا وعيد است براى معرضان و معنى اينكه ميشنود آنچه اظهار ميكنند از حسد و غل و ميداند آنچه اخفاى آن ميكنند پس او معاقب ايشان خواهد بود بر آن و در آيه دلالتست بر نبوت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و صدق او در آن دعوى چه اين اخبار است از آنچه بعد از آن واقع شد از مخذوليت و مغلوبيت كفار و نصرت و فتح اهل اسلام پس از امور غيبه باشد آورده‌اند كه بعد از نزول اين آيات جهودان به كلى از متابعت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله اعراض كردند و ترسايان نيز طرح مخالفت افكنده با مسلمانان در مقام مفاخرت درآمدند كه ما را صبغة هست و شما را نيست و صبغت ايشان آن بود كه مولود خود را بعد از هفت روز در آبى زرد غوطه دادندى و آن را آب معموديه گفتندى و اعتقاد ايشان آن بود كه آن آب پاك كننده مولود است از غير دين مسيحا و آن را قائم مقام ختان دانستندى و گفتندى ( صبغنا بالنصرانية ) ما او را رنگ كرديم بعلامت ملت نصرانيت و گويند كه جهودان رنگى در فرزندان خود ماليدندى و ترسايان رنگى بخلاف رنگ جهودان در اولاد خود ماليدندى و به آن شعار هر يك از ايشان از يكديگر ممتاز بودندى حقتعالى آيه فرستاد كه * ( صِبْغَةَ اللَّه ) * نصب آن بر مصدرية است كه مؤكد آمنا باللَّه است تا آخر آيه و تقدير اينكه صبغنا اللَّه صبغة يعنى بگوئيد اى مسلمانان كه رنگ كرده است ما را خدا رنگ كردنى و اين صبغة فطرة خداست كه همهء مردمان بر آن مخلوق و مفطورند چه فطرت اسلام حليهء انسان است هم چنان كه صبغة حليهء مصبوغ است پس مراد آنست كه اسلام رنگ اصل خلقت و آفرينش حقتعالى است كه كل مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه و يا مراد از آن هدايت و ارشاد است بحجت و معنى اينكه هدانا هداية و ارشدنا حجة يعنى هدايت و راه راست نموده است ما را خدا به راه راست خود و راه نمونى كرده ما را بحجت خود و يا مراد از آن تطهير قلوب باشد بايمان و معنى اينكه طهر قلوبنا بالايمان تطهيره پاكيزه گردانيده است دلهاى ما را بايمان پاكيزه گردانيدن خود و بنا بر اين تسميه ايمان بصبغ به جهت آنست كه